تبليغاتX
گل سرخ شکسته
منبع كدهاي جاوا
چقدر عمرزود می گذره مثل اینکه یکی دنبال لحظه ها کرده و اونا دارن ازش فرار می کنن
انگار همین چند وقت پیش بود که درموردامشب نوشتم
تا چشم رو هم میزاری روزها و ماه ها و سالها میان و میرن
چقدر دلم هوای بچگیامو کرده
دلم واسه زیارت عاشوراهایی که هرصبح 5 شنبه توی مدرسه می خوندیم تنگ شده
دلم واسه دعای توسل اون روزا تنگ شده
به همین زودی یک سال گذشت و باز رسیدیم به امشب
شب لیله الرغائب شب آرزوها
چقدر دلم واسه خودم تنگ شده
دلم واسه تو خداجونم خیلی تنگ شده
چرا ازت فاصله گرفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا گذاشتی ازت دور بشم؟؟؟؟
چقدر توی این مدت احساس تنهایی کردم
هروقت ازت دور میشم احساس کمبود میکنم
خداجون مثل همون بچگیام هوامو داشته باش
نزار که باز ازت فاصله بگیرم
خدایا تورو به بزرگیو کرمت
هرکی هر آرزویی داره بهش بده البته اگه صلاح میدونی
خداجون خیلیا مریض دارن  به مریضاشون شفاعنایت کن و به خونواده هاشون شادی ببخش
گرفتاری اونایی که مشکل دارن رو اونجور که خودت میدونی رفع کن
نزار هیچ بنده ای احساس تنهایی کنه
نزار اشکی از گونه ناز حتی یه بچه سرازیر بشه
و.............
خداجون هیچ وقت تنهام نزار
خیلی دوستت دارمممممممممممممم خداجون

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 23:28
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

نمیدونم باز چمه؟ چرا باز اینقدر حساس و زودرنج شدم
خدایا چرا این بغض  سنگین دست از سرم برنمی داره
چرا اروم نمیشم؟
چرا نمیتونم به خودم مسلط شم چرا این اشکای لعنتی همیشه رسوام میکنن؟
خداجون خودت مثل همیشه ارومم کن
کمکم کن خدا
خدا من به جز تو هیچ کسی رو ندارم
خداجون تو که میدونی چقدر دوستت دارم خودت .........
بهم میگه دیوونه .....
بهم میگه کم بشین فکر و خیال  کن
بهم میگه چت شده
اخه چه جوری بهش بگم چی توی دلمه
چه جوری بگم یه کوه غم رو ی دلم سنگینی مینه
اخه  مگه با گفتنش چه اتفاقی میخواد بیفته
چه جوری دلم میاد با حرفام  ناراحتش کنم
بزار فکر کنه دیوونم
اره دیوونم من دیوونه .....
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:51
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

ناگهان  ....
آیینه ی عشق شکست
فرصت  دیدن تو رفت ز دست
دیده ام در پی دیدارتو بود
که بیایی به نظر
چه کسی این پنجره بست!
ذهن من عکس تو را می جوید
گریه را می بیند
هرزمان نام تورا می خواند
هق هق آید در گوش
دلم آمد به خروش
دلم! این مرغک خوش باور من
 لب دیوار خیال تو نشست
باغ رویای سبز نگهت
چشم عقلش را بست
خواست تا پربکشد
شیشه را لمس نمود
ناله ای کرد و گفت:
چه کسی این پنجره بست؟؟
!
+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 22:52
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

امروز خیلی اروم شد بعد از ...........
خدایا بزرگیتو شکر
وقتی که فکرشو نمیکردم بهم کمک کردی
درسته این چند وقته خیلی کلافه و عصبی بودم
مخصوصا دیروز  واسه همین نمیتونستم تمرکز کنم
نمیتونستم  خیلی چیزای ساده رو درک کنم
ذهنم خیلی ذرگیر بود
اینو حتی بجه ها هم فهمیده بودن
اما از دیشب از اون موقع که باهات  حرف زدم
اروم شدم از اون موقع که جوابمو دادی ارومم
خداجون ازت ممنونم
در مورد پست قبلی  خیلی عصبی بودم از دست یکی که فکر میکردم دوستمه
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:13
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

حالم از این زندگی بهم میخوره
از این  زندگی که بوی لجن میده
حالم از ادمایی که فقط بلدن حرف مفت بزنن بهم میخوره
حالم ازت بهم میخوره تویی که فقط بلدی ادعا کنی به عمل که میرسه جا میزنی
حیف اسم دوست که به تو بگن
فقط بلدی توی گوش ادم عین زنبور وزوز کنی
میفهمی حالم ازت بهم میخوره
حالم از خودم بهم میخوره که  حرفاتو باور کرده بودم
کی میتونه بفهمه پشت اون همه حرفای قشنگی که میزنی چیه؟
من ولی الان خوب شناختمت
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 22:54
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

سلام
امشب خیلی بی تابم
دست خودم نیست امشب عجیب دلتنگم
دلتنگی از جنس  اشک و لبخند
دلتنگ بودن و نبودن
امشب هیچ چیز ارومم نمیکنه جز سکوت
جز چیزی شبیه خلسه های شبانه
یه سجاده پر از عطر گل یاس و مریم
یه سجاده پر از نیاز و نیایش
منم و یه دنیا خواهش
منم و یه سجاده و یه دل شکسته
منم و یه معبودی از جنس نور
توی شبی که واسش خیلی عزیزه
یه شبی که میتونم اونو به یکی از عزیزترین  بنده هاش قسم بدم
میتونم اونو شفیع قرار بدم واسه خواسته هام
واسه اروم شدن دل بی قرارم
خدایا کمکم کن به آرامش برسم
از اون آرامشایی که هم تو میدونی هم من
از همه هم میخوام منو دعا کنن
ممنونم هم از خدای مهربونیا هم از بنده های گلش
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 22:26
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

بشکنه این دستایی که نمک نداره

جواب خوبی بدیه ای دل تنها

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 23:33
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

بودنم را هیچکس باور نداشت

هیچکس کاری به کار من نداشت

بنویسید بعد مرگم روی سنگ

با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ

او که خوابیده است در این گور سرد

بودنش را هیچکس باور نکرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 23:5
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

در میان من و تو فاصله هاست .

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری،

تو توانایی بخشش داری.

دستهای تو توانایی آنرا دارد

که مرا زندگانی بخشد.

چشم های تو به من می بخشد

شور و عشق و مستی.

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطربرجسته ای از زندگی من هستی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 22:5
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

تصمیم گرفته بودم اگه بشه دیگه نوشتن توی اینجارو ببوسم و بزارم کنار

اما انگار نمیشه

شاید واسه اینه که نوشتنه که میتونه ارومم کنه

نمیدونم چی میخوام بنویسم و در مورد چی اما میدونم باید بنویسم

خدا چقدر سخته تنهایی

سخت تر اینه که یه روزی چشماتو باز میکنی و یبینی ای دل غافل

حتی دیگه اون تنهایی رو هم دیگه نداری

چشماتو باز میکنی میبینی دیگه تنها نیستی

حالا کسی هست که تنهاییاتو باهاش پر کنی

اما بازم یه جوری دیگه نگرانی داری

انگاری این نگرانی نمیخواد ازت جدا بشه جزیی از وجودت شده

همش باید نگران باشی با حرفات کسیو دلگیر نکنی

احترام کسی رو از بین نبری

نگران باشی نکنه یه وقت باز حال عزیزترین کسی که تو زندگیت داره بد بشه

که اگه اینجور بشه حاضری اون لحظه دار و ندارت و بدی تا حالش خوب بشه

شاید واسه بعضیا فهم حرفایی که میگم اسون نباشه ولی خیلی سخته

خیلی سخته که هربار که عزیزترین کسی که داری جلوی چشمات حالش بد بشه

نتونه راحت نفس بکشه درد بکشه ولی تو از ترس نتونی که باید چیکار کنی

وقتی اشکای چشمای کسی که همه زندگیته گونه هاشو تر میکنه

توام باهاش اروم اروم اشک بریزی ولی خیلی تلاش کنی که گریه هات بیصدا باشه

اخ که چه لحظه های سختیه ارزو میکنی کاش نبودی و اون دقایقو نمیدیدی

و چقدر خوشحال و مست میشی وقتی عزیزت حالش بهتر میشه

انگاری همه دنیارو بهت میدن

اما دلتنگی امروز من به خاطر این نیست

مدتهاست دارم با خودم کلنجار میرم

چیکار باید بکنم

چقدر شیرین و سخته به کسی قول میدی که ..........

چقدر سخته انتظار بکشی که یه خبری از یه کسی که .........

ولی دیگه دارم میفهمم این انتظار در عین سختیی که داره

انتظاری که گاهی جنون اور میشه ولی خیلی شیرینه وقتی به ثمر میرسه

اخ که چقدر بدهکارم به این دنیا

چقدر طلبکارم از این زمونه که هر روزش یه جوری ادمو داغ میکنه

چقدر به خدا بدهکارممممممممممممممممممممم

چقدر زیاد بهت بدهی دارم خدا

خداجون خودت کمکم کن

کمک کن تا بتونم بدهیهاتو بدم

دستمو بگیر که از این به بعد تنها نشم

کمک کن تا راهمو درست انتخاب کنم و تا اخرش برم

نکنه بازم خنجر بخورم اونم از کی از اونایی که فکر مینم دوستامن

چشم امیدام توی زندگین

خنجری که اینا به ادم میزنن زخمش همیشه رو قلب ادم میمونه

نه گذشت زمان اونو التیام میده نه هیچ مرحم دیگه

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 16:12
  به قلم: مریم   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T